تبليغاتX
پناه یک شمع
به جای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی یک شمع روشن کن

من - سایه ی گم  یک اندیشه ام

خود را بر کدامین امتداد  بجویم؟

......خورشید بصیرت از کدام سو می تابد؟

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/23ساعت 1:58 PM  توسط نهال   | 

از آخرین تصویرت سالها میگذرد.

تصویری که در مردمک چشمانم- تر شده بود.

بسیار گذشته است .....

و من هنوز هم گاه به گاه در روزگارت سرک میکشم.

اندیشه ام به دلمشغولیهایت سخت گرفتار میشود.

تمنایم بلند و دستانم کوتاه است.

در مسیر آرامش تو :

من ماندم و ایکاش های مدام.

+ نوشته شده در  شنبه 1386/04/23ساعت 1:36 PM  توسط نهال   | 

تو را ترک می گویم

......بی انکه خواسته باشی.

خود را گم میکنم

......بی انکه خواسته باشم.

و یک درداهنگ را هر دم تکرار می کنم.

..................................................بدرود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/04/04ساعت 10:7 PM  توسط نهال   |